تنهایی

ماه محرم شروع شد و حال و هوای خاص خودشم همراهش آورد , تمام روزای این ماه احساس می کنم حتی یک ثانیه هم تنها نیستم , حرفای توی دلم شنیده میشه اونم با گوش جان , یه وجود مقدس رو خیلی قوی کنارم حس می کنم به خاطر همین خوشحال میشم وقتی وارد این ماه میشیم , ماهی که هیچ دلی تنها نیست . مردم , خیابون ها و کوچه ها همه تغییر کردن . دیروز چندتا جوون داخل خیابون اصلی مشغول تعمیر چلچراغ بودن و بااین کار ترافیک ایجاد کرده بودن ولی در کمال تعجب هیچ کدوم از راننده ها چیزی نمیگفتن و برعکس همیشه هیچ جروبحث و دعوایی پیش نیومد , همه بدون کوچکترین اعتراضی منتظر شدن تا کار جوونا تموم شه . تمام روز داشتم به این موضوع فکر می کردم که چقدر این ماه خوب و دوست داشتنیه , همه ی مردم به خاطر یه اشتراک واحد با هم مهربونن , همدیگه رو می بخشند و به هم عشق می ورزند . ای کاش مردم همه ی عمرشون اینطوری می بودن , اونوقت چقدر زندگی جذاب و دوست داشتنی میشد .

حسینیه ها و تکیه ها و مساجد شروع به فعالیت کردن . روستای دینه کوه هم در این روزها مراسم خاصی داشت  . از اول ماه محرم هرشب مراسم سوگواری با حضور جمعیت کثیری از اهالی در مسجد دینه کوه آغاز میشد . روز هفتم ماه محرم متولیان امامزاده به همراه اهالی با نوحه خوانی و سینه زنی به سمت کوه امامزاده روانه می شدند تا الم ALAM ( چوب بلندی که مردم نیت می کردند و پارچه هایی را بر روی آن میبستند تا حاجت روا شوند , الم در جلوی دسته ی سینه زنان به حرکت در آورده میشد.) را با سلام و صلوات از امامزاده خارج کنند. الم به مسجد آورده میشد و تا ظهرعاشورا در ورودی مسجد قرار داده میشد. روز هشتم مردم روستای آزادرود ( عسلسر ) سینه زنان به روستای دینه کوه میامدند و مردم دینه کوه پذیرای آنان می شدند و روز نهم اهالی دینه کوه به روستای آزادرود می رفتند و باهم سوگواری می کردند . نزدیک نماز ظهر عاشورا همه ی اهالی در امامزاده تجمع می کردند و به سینه زنی می پرداختند . دینه کوهیان هرساله این زمان با نوحه ی خاصی سوگواری می کنند . در این بین پارچه های بسته شده بر روی الم را باز می کردند و به سینه زنان داده میشد تا سربند خود کنند و پس از آن دوباره پارچه ها را برروی الم می بستند و الم را در امامزاده قرار می دادند. هنگام اذان به مسجد برمیگشتند و بعد از خواندن نماز و صرف غذای امام حسین در مسجد , مراسم تعذیه خوانی آغاز میشد . شام غریبان هم جوانان و کودکان فانوس ها را روشن می کردند و در کوچه های ده حرکت می کردند و مداحی و سینه زنی می کردند . این اطلاعات رو من از زبان بزرگترها شنیدم و خودم تا به حال سعادت نداشتم که این صحنه های شیرین رو در دینه کوه تجربه کنم , در نتیجه ممکنه نواقصی داشته باشه که منتظر اصلاحیه ی دینه کوهیان عزیز هستم .

و اما دینه کوه امروز .... امروز دینه کوه تنهاست , امامزاده اش , مسجدش و کوچه هایش  . روستا خالی از سکنه ست و راه دسترسی به ده بسته . دینه کوه به خواب زمستانی رفت با تنهایی ای غم انگیز ....

در حال حاضر مردم دینه کوه به 2 قسمت تقسیم شدند , عده ای در کرج هستند و حسینیه ای دارند و عده ی کثیری در تهران که حسینیه ی اصلی دینه کوهیان را تشکیل داده اند با نام حسینیه ی حضرت ابواالفضل . مراسمی که در رابطه با ارتباطات دینه کوهی ها و آزادرودی ها گفتم همچنان در تهران ادامه داره ولی آزادرودی ها هم مانند دینه کوهی ها به 2 دسته تقسیم شدند .

نوحه ی خاصی که یادآور شدم نزدیک اذان ظهر عاشورا خوانده می شود از این قرار است :

**** یاران امیر مارا وقت نماز کشتند  , سردار دین مارا وقت نماز کشتند ,  ای داد تشنه کشتند ****

این  نوحه که البته من کاملش رو بلد نیستم حدود 20 دقیقه قبل از اذان توسط آقا معروف خوانده میشه و جوانان هم حلقه ای تشکیل می دهند و سینه زنی می کنند . به محض شروع شدن اذان , مردان نوای حسین حسین را سر می دهند و خود را برای نماز آماده می کنند .

تا حدود پنج سال پیش که عبدالله عمو خدا بیامرز زنده بود بعد از صرف غذا طبق رسوم قدیم دینه کوهیان تعذیه اجرا میشد ولی بعد از فوت عمو , مراسم تعذیه خوانی دیگر برگزار نشد و ما جوانان برای همیشه از اجرای زیبا و صدای دلنشین عمو و رسم شیرین دینه کوه محروم شدیم .

خوب تا جایی که ذهنم یاری کرد همه ی جزییات رو گفتم فقط موند یه مورد اونم سوگواری بین خانومای دینه کوه ..... فکر کنم دیگه لازم به توضیح نباشه دیگه , برای خانوما این تجمع در حسینیه به عنوان دیدوبازدید و تجدید خاطرات و بحث های حاشیه ای و سه تا نقطه تلقی میشه . ماشاءالله تکلیف کودکان هم که این وسط مشخص نیست و مهد کودکی شده این حسینیه ی ما . بنده خدا کوچولوهاهم این وسط هنگ میکنن نمی دونن باید سینه بزنن یا برقصن , کسی هم اون بین حواسش به این بیچاره ها نیست تا بهشون بگه چه کار کنن و خلاصه سربسته بگم این انرژی بچه ها هم راحت تخلیه میشه و کنترلی هم روشون نیست , بالاخره مادران دوست داشتنی و عزیز مشغول سوگواری هستند دیگه و اصلا" وقت نمی کنند به فرزندشون توجه کنند . خدا همسر حسن دایی رو حفظ کنه پامیشه چندبار تذکر میده و خواهش میکنه خانوما سکوت رو رعایت کنند ولی افسوس که فقط در حد 2 دقیقه تأثیرش می مونه . ولی این موضوع عمومیت نداره , اینطور نیست که همه حرف بزنن ها , بالاخره همه جا استثنا هم هست . اینطور بی نظمی فقط در روزهای تاسوعا و عاشورا که همه حضور دارند اتفاق میفته . قصد جسارت به خانومای گل دینه کوه رو ندارم ولی خوب از قدیم گفتن * تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها *

عکسی از الم ALAM که در حال حاضر در امامزاده ی دینه کوست گذاشتم , در این عکس تصاویر 2 تا از شهیدان عزیز دینه کوه هم مشهود هست , مرتضی پیکانی فرزند کامران عمو خدابیامرز و محسن پیکانی فرزند حاج جهانگیر . قبور این 2 شهید در بهشت زهرای تهران ست . یک شهید عزیز دیگه هم هست که قبر مطهرشون در دینه کوست , شهید سید جعفر موسوی فرزند سید مسلم . امیدوارم همه ی آدما زندگی رو با زیبایی به اتمام برسونن به مانند شهیدان که زیبا و با سرافرازی نزد پروردگار خود بازمی گردند .

برای حسین گریه نکنید برای خودتون گریه کنید و از حسین درخواست کنید تا کمکتون کنه تمام عمر حسینی زندگی کنید . برای من هم اختصاصی دعا کنید . شمارو به خدا فراموش نکنیدا .

پی نوشت :خوانندگان عزیز و محترم خالی از لطف نیست که به  پی نوشت ترکیبی من و دخترعموی گلم هم سری بزنید .  شب گرد دور یا نزدیک

 

/ 48 نظر / 64 بازدید
نمایش نظرات قبلی
لحظه لحظه انتظار...

سلام... امیدوارم بابانوئل به جای کادوی زیبا تقدیر زیبا برای تو هدیه بیاره تقدیر خوب رو نمیتونی الان حس کنی اما در آینده میفهمی بهترین آرزو رو برات داشتم کریسمس مبارک [چشمک][گل][گل]

دورود بر شما مینا خانوم .کریسمست مبارک .ان شاء ا... کریس انجل ارزو ها تو براورده کنه[چشمک]

دینه کوه بهشت الموت

امیدوارم بابانوئل به جای کادوی زیبا تقدیر زیبا برای تو هدیه بیاره تقدیر خوب رو نمیتونی الان حس کنی اما در آینده میفهمی بهترین آرزو رو برات داشتم کریسمس مبارک[

سيد نجم الدين حسيني

عكس هاي زيبايي بود خصوصا منظره هاي برفي دينه كوه زيبا بود. من فقط يه بار سال 1370 دينه كوه اومدم از اون موقع خيلي پيشرفت كرده آدرس وبلاگ جديد aftabdar.blogfa.com

محمد

سلام , چند وقتی میشه که مطلب جدیدی رو وبلاگتون نگذاشتید !!؟؟

حسین

با سلام این هم منظره زیبا طبیعت قشنگ حیات وحش عالی اون وقت شما از لاندیور عکس گذاشتی [رویا][افسوس]

میثم

وبلاگ شبهای دینه کوه با عنوان سفری غیر ممکن به دینه کوه آپدیت شد[چشمک]

sam

سلام من اولین باره که ازوبلاگ شما دیدن میکنم جاداره بهتون تبریک بگم برای این کار زیباتون اگه میشه ازهمین لحظه من رو به جمع دوستاران وبلاگتون اضافه کنید